محمد الريشهري
11
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
و منِ امين را خائن پنداشتيد " . آن گاه ، رو به [ جنازه ] ابوجهل بن هشام كرد و فرمود : " اين مرد در برابر خدا از فرعون سركشتر بود ؛ زيرا فرعون ، وقتى يقين كرد كه در چنگال مرگ گرفتار آمده است ، به يگانگى خدا ايمان آورد ؛ امّا اين مرد ، هنگامى هم كه يقين كرد كه به هلاكت مىرسد ، باز هم لات و عزّا را خواند " . 9141 . كنز العمّال به نقل از انَس : عمر درباره اهل بدر براى ما سخن به ميان آورد و گفت : پيامبر خدا ، روز قبل از شروع جنگ ، قتلگاه مشركان را به ما نشان مىداد و مىفرمود : " فردا ، به خواست خدا ، فلانى در اين جا به خاك مىافتد و فلانى در اين جا " . جنگ كه شروع شد ، آن افراد در همان جايى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرموده بود ، به خاك مىافتادند . من به پيامبر خدا گفتم : سوگند به آن كه تو را به حق مبعوث كرد ، آن افراد در همان جايى كه فرموده بودى ، به خاك افتادهاند . ايشان ، سپس دستور داد كه جنازه آنها را در جايى انداختند . آن گاه به طرف آنان رفت و فرمود : " اى فلان ، اى فلان ! آيا آنچه را خداوند به شما وعده داده بوديد ، راست يافتيد ؟ من كه آنچه را خدا به من وعده داده بود ، راست يافتم " . من گفتم : اى پيامبر خدا ! با افرادى كه به لاشهاى تبديل شدهاند ، سخن مىگويى ؟ فرمود : " همچنان كه شما سخن مرا مىشنويد ، آنها نيز مىشنوند ، منتها آنان قادر به پاسخ دادن نيستند " . 9142 . كنز العمّال به نقل از عمر بن خطّاب : در روز بدر ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله به ياران خود نگريست كه سيصد و چند تن بودند و به مشركان نگاه كرد و ديد كه بيش از هزار نفرند . پس در حالى كه ردا و ازارى بر تن داشت ، رو به قبله ايستاد و دستهايش را به جانب آن كشيد و گفت : " بار خدايا ! وعدهاى را كه به من دادهاى ، عملى گردان . بار خدايا ! وعدهاى را كه به من دادهاى ، عملى گردان . بار خدايا ! اگر اين گروه را از اسلام بگيرى ، ديگر هرگز بر روى زمين ، پرستش نخواهى شد . . . " . در اين هنگام ، خداوند متعال ، آيه " آن گاه كه از پروردگارتان يارى مىخواستيد ، پس دعاى شما را اجابت كرد كه : " من ، شما را با هزار فرشته پياپى ، يارى خواهم كرد " " را نازل فرمود . 9143 . مجمع البيان : درباره آيه " آن گاه كه از پروردگارتان يارى مىخواستيد . . . " : وقتى پيامبر صلى اللّه عليه و آله شمار فراوانِ مشركان و اندك بودن تعداد مسلمانان را ديد ، رو به قبله كرد و گفت : " بار خدايا !